عاشقم







نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





 

تـــو کـیســــتی ، کـــه من اینگـــونه بـی تـــو بـی تـــابــم

شــــب از هجـــوم خـــیالــــت نـمـی بــرد خـوابــم

تـو چیسـتی ، کـه من از مـوج هر تبسـم تو

بسـان قایـق ، سـرگشتــه ، روی گــردابـم

تــو در کـدام سـحر ، بر کدام اسـب سـپید

تـــو را کــدام خـــدا

تـو از کـدام جــهان

تــو در کــدام کــرانـه ، تـو از کـــدام صــدف

تــو در کــدام چــمن ، هـمره کــدام نسـیم

تـو از کــدام ســبو

مـن از کـــجا ســـر راه تــو آمــدم نــاگــاه

چـه کـرد بـا دل من آن نـگاه شـیرین ، آه

مـدام پـیش نـگاهی ، مدام پـیش نـگـاه

کـدام نشاط دویده است از تو در تـن من

کـه ذره های وجـودم تـو را کـه می بینند

بــه رقــص مــی آیــند

ســــرود مــیخـوانــنــد

چـــه آرزوی محـــالـــی اســــت زیــــســـتن بـــا تـــو

مـــرا هـــمـین بــگــذارند یـــک ســـخن بــا تـو

بـه مـن بـگو کـه مـرا از دهــان شــیر بــگـیر

بـه من بـگو که بـرو در دهـان شـیر بـمیر

بـگو برو جـگر کـوه قـاف را بـشکاف

ســـــتـــاره هــــا را از آســـــمان بــــیـــار بـــــه زیـــــر

تـو را به هـر چــه تــو گــویی ، به دوســتی ســوگنـد

هــر آنــچـه خــواهــی از مـن بــخــواه ، صــبر مــخواه

کـــه صــــبر ، راه درازی بـــه مـــرگ پـیوســــته ســت

تـــو آرزوی بــلندی و دسـت من کــوتـاه

تــو دور دســـت امــیدی و پــــای مــن خســـته ســـت

هـــمه وجـــود تـــو مـــهر اســت و جـــان مـن محـــروم

چــراغ چشــم تـو سبزســت و راه من بســته اســـت

 

 

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم

در چشمانت خیره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

ز عشق تو ..... از داشتن تو ..... اشک شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم

بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

و با تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم

آری من تو را دوست دارم

و عاشقانه تو را می ستایم

 

دل هر چه داشت نثار چشمان تو كرد اما دل تو غريبه را پرستيد...
رفتنت دوباره نگاهم را با انتظار همخانه كرد
منتظر شدم منتظر لحظه هاي ديگر در كنار تو ماندن اما انتظار پوسيد
گفتم حالا كه ميروي لااقل يك آرزو برايم بگذار
آرزوي توخالي براي دلخوشيم
و تو گفتي : در آرزوي برگشتنم بمير.
دست تنت را بوسيدم و خدا را شكر كردم
از اينكه سر انجام فهميدي بي تو خواهم مرد

 

تقدیم به عزیز ترینم

 

 

مي خواهم كلمات را به بردگي بكشم تا مجبور نشوم به دنبال
جمله هاي پر از مهرباني براي تو بگردم .
مي خواهم تو را آويز شعر هاي عاشقانه كنم و به گردنم بياويزم
تا هميشه با من باشي .
مي خواهم از تمام ترانه ي خنده هايت آهنگي بسازم دلنواز كه آرامش را به قلب هايمان هديه كند .
آنگاهبا قلم خسته ام قصه ي عاشقانه اي بنويسم كه تا هستم و هستيم جاويد باشد و شيرين و فرهاد به آن حسادت كنند .
مي خواهم با قلمم ،بر دلي كه تو شكسته اي بنويسم كه نگاهت را از چشمان غمگين دلم نگير .

بر روي دشت هاي پر از گل مي دوم و عشقت را جستو جو مي كنم .
عشقي كه در دلم چون نگيني درخشان جا گرفته و هر شب پا به مه خيال مي گذارم و به كهكشان سفر مي كنم .
در آسمان به پرواز در مي آيم و نام تو را بر روي ستارگان حك مي كنم ،نام تو آنها را درخشان تر مي كندو نوراني تر .
و در بيداري ،هر روز بر روي ياس سفيد و رز قرمز مي نويسم و عهد مي بندم كه زندگي را هر جا كه باشي بخواهم .

 

تو! كه با قدم هايت حتي ،مرا مي رنجاني ،تو كه با خنده هايت هم زجرم مي دهي ،با بي معني ترين حرف هايت مرا ميميراني ،از نبودنت مي شكنم و با حضورت خرد مي شوم .
تو مي داني بي تو نمي توانم .
مي داني كه بدون دست هايت و بدون نفس هايت هيچم .
مي داني دوستت دارم و مي شنوي قلبم نام تو را ضرباهنگ ضربانم مي كند .
مي داني كه تنها توئي وتا تو هستي ،هدف همين «تو» هستي .



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:






[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 11:4 | |