دونفر كه خيلي همديگه را دوست داشتن و يه لحظه هم
نميتونستن از هم جدا باشن با خواندن يك جمله ي معروف از
هم جدا شدن تا يكديگر را امتحان كنن و هر كدام در انتظار
ديگري همديگر را نديدن چون هر دو به صورت اتفاقي به جمله
ي معروف شكسپير برخوردند (( عشقت را رها كن اگر خودش
برگشت مال توست اما اگر بر نگشت از قبل هم مال تو نبوده)).
هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تو را هرگز نميگيرد كسي در
قلب من جاي تورا.
بزرگترين اقيانوس دنيا آرام پس آرام باش تا بزرگترين باشي.
خدايا آن كه در تنها ترين تنهايي ام تنهاي تنهايم گذاشت اي
خدا در بدترين تنهايي اش تنهاي تنهايش نذار.
زندگي با صدا شروع ميشه و بي صدا تموم ميشه.عشق با
ترس شروع ميشه و با اشك تموم ميشه.دوستي هرجايي
ميتونه شروع بشه اما هيچ جا تموم نميشه.
كاش ميشد اشك را تهديد كرد/لبخند را تمديد كرد /كاش ميشد
از ميان لحظه ها/ لحظه ي ديدار را نزديك كرد.
زندگي قدم زدن تو پياده روي عشق به سمت مرگ است.
يارب اي كاش آشنايي ها نبود تا به دنبالش جدايي ها نبود يا
نميگشتيم ما آشنا يا نميگشتيم ما از هم جدا.