نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



موزیک و سایر امکانات





به نام ان که عشق مرا افرید

 

سلام بچه ها ب وبلاگ من خوش امدید تو رو خدا وقتی

مطالبم را میخونید نظر بدید راستی کسایی ک از مطالب

عاشقونه بدشون میاد لطفا ب این وب سر نزنن دوستتون

دارم... نظر یادتون نره..... ( مدریت وبلاگ نسیم) راستی

اول از همه باید بگم این وبلاگ را برای تنها عشقمR

درست کردم و همه ی مطالب را تقدیم میکنم ب او

عاشقتممممممممممممممممم R


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 11:2 | |







تنها شدم


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 15:5 | |







تنها شدم


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 15:5 | |







 
 
زندگی"باغی "است که با عشق "باقی "است

 

 
 

دل ادما مثل یه جزیره ی دور افتاده است اینکه کی واسه اولین بار پا به جزیره بزاره مهم

نیست .مهم اون کسیه که هیچ وقت این جزیره رو ترک نکنه

 

طبق گذارش هوا شناسی :دل ما با نفوذ بادهای خاطره انگیز بد جوری هواتو کرده(تقدیم به دختر

خالم نسیم)

 

چون غروب خیلی قشنگه تو خودت خود غروبی . چی بگم قحطی واژه است هدچی هستی خیلی خوبی

ساعت چیست ؟ اختراع غریبی است که جای خالیت را به رخ دل تنگی هایم میکشد

 
 

 

 

در مهربانی همچون باران باش که در ترنمش"علف هرز" و "گل سرخ"یکیست

چه کنم دست خودم نیست که دعایت نکنم خواستی گل نشوی تا به تو عادت نکنم

 
 
دوست دارم تو سيب باشي و من چاقو پوستت را بكنم ميدوني چرا؟چون چاقو بخواد پوست سيب را بكنه بايد همش دورش بگرده.

 

 

 

 

دونفر كه خيلي همديگه را دوست داشتن و يه لحظه هم

نميتونستن از هم جدا باشن با خواندن يك جمله ي معروف از

هم جدا شدن تا يكديگر را امتحان كنن و هر كدام در انتظار

ديگري همديگر را نديدن چون هر دو به صورت اتفاقي به جمله

ي معروف شكسپير برخوردند (( عشقت را رها كن اگر خودش

برگشت مال توست اما اگر بر نگشت از قبل هم مال تو نبوده)).

 

هرگز نديدم بر لبي لبخند زيباي تو را هرگز نميگيرد كسي در

قلب من جاي تورا.

 

بزرگترين اقيانوس دنيا آرام پس آرام باش تا بزرگترين باشي.

 

خدايا آن كه در تنها ترين تنهايي ام تنهاي تنهايم گذاشت اي

خدا در بدترين تنهايي اش تنهاي تنهايش نذار.

 

زندگي با صدا شروع ميشه و بي صدا تموم ميشه.عشق با

ترس شروع ميشه و با اشك تموم ميشه.دوستي هرجايي

ميتونه شروع بشه اما هيچ جا تموم نميشه.

 

كاش ميشد اشك را تهديد كرد/لبخند را تمديد كرد /كاش ميشد

از ميان لحظه ها/ لحظه ي ديدار را نزديك كرد.

 

زندگي قدم زدن تو پياده روي عشق به سمت مرگ است.

 

يارب اي كاش آشنايي ها نبود تا به دنبالش جدايي ها نبود يا

نميگشتيم ما آشنا يا نميگشتيم ما از هم جدا.

 

 

"مشغول دل "باش نه "دل مشغول "

بیشتر "غصه های ما "از "قصه های خیالی ماست" پس بدان اگر "فرهاد

باشی همه چیز "شیرین" است

خرابتیم ولی نذار هر کی از کنارم ری میشه بگه این خراب شده مال

کیه؟


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 12:1 | |







دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو بلکه برای شخصیتی که هنگام با تو بودن پیدل میکنم.
 

 

 

 

 

 

هیچ کس لیاقت اشک های تو را ندارد و کسی که چنین لیاقتی داشته

باشد باعث اشک ریختن تو نمی شود.

 

دوست واقعی تو کسی است دست های تو را بگیرد ولی قلب تو را

لمس کند.

 

بد ترین شکل دلتنگی برای کسی ان است که در کنار او باشی ولی

بدانی هرگز به او نخواهی رسید.

 

تو ممکن است در تمام دنیا یک نفر باشی ولی برای من همه ی دنیا

هستی.

 

به چیزی که گذشت غم مخور به چیزی که پس از ان خواهد امد لبخند

بزن.

 

دوستت دارم نه بخاطر این که تو هم مرا دوست داری بلکه برای این که

دلم میگوید دوستت دارد. عاشقت هستم نه بخاطر این که به من عشق

می ورزی چون قلبم به تو عشق می

 

 

 

مثل قطار از ریل پیروی نکن مثل کشی باش که عظمت دریا زیر پایت

باشد.

 

تا به قله ی عشق صعود نکنی دامنه ی دوست داشتن را زیر پایت

نخواهی دید.

 

.

 

 
خطای دید است من فقط تو را میبینم و تو فقط من را نمیبینی.

 

خواستم خودمو گول بزنم همه ی خاطراتم را انداختم یه گوشه و گفتم فراموش یه چیزی از ته قلبم خندید و گفت یادمه

 

 

زیباترین غروب= غروب عاشقان

زیباترین سنگ=دل یار

زیباترین مایع=اشک

زیباترین ناله=آه

زیباترین دف=قلب تو

زیباترین کلام=دوستت دارم

 

 

واژه ی دوستت دارم برای عظمت و شکوه قلب مهربانت چقدر

بی رنگ است وقتی تو سرچشمه ی تمام خوبی ها هستی

 

 

 

توی قلبم نوشتم ورود ممنوع حالا که وارد شدی خروج ممنوع.

 

فراموش کردنت کار آسانی است کافی است دراز بکشم چشم

هایم را ببندم و نفس نکشم.

 

 

تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست.

 

تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست.

 

تنهایی را دوست دارم زیرا تجربه کرده ام.

 

تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست.

 

تنهایی را دوست دارم زیرا ...

 

 

عشق یعنی مستی و دیوانگی. عشق یعنی با جهان بیگانگی.

عشق یعنی سجده با چشمان تر. عشق یعنی در جهان رسوا

شدن. عشق یعنی اشک حسرت ریختن. عشق یعنی لحظه

های ناب ناب. عشق یعنی قطره و دریا شدن. عشق یعنی

دیده بر در دوختن. عشق یعنی در فراقش سوختن.

 

 

 

[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 11:33 | |







با تو دوباره من شدم

 

عاشق جان و تن شدم


با تو گل از گلم شکفت

 

با تو دوباره زن شدم


با تو جوانه زد همه

 

شاخه خشک پیکرم

 

از تو پر از ترانه شد

 


برگ سفید دفترم

 


با تو دوباره جون گرفت

 

هر چی که در من مرده بود

 


انگار پسم داد زندگی

 

هر چی امانت برده بود



با تو نگاه مات من

 

پر از گلهای ناز شد

 


گل لبان بسته ام

 

به شوق بوسه باز شد



با تو تمام خستگی


از تن من به در شده

 

درد غریبی کم کمک

 

مرده و بی اثر شده


با تو دوباره میرسم


به حد بی حساب زن

 

به اوج بخشش و غرور

 

به مرز عشق ناب زن

 


با تو درخت پر برم

 


با تو ز بیش بیشترم

 

از بهترینها بهترم

 

من باتو چیز دیگرم

 


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 14:16 | |







می دونم آسمون رنگ چشای تو داره


می دونی شب مهتابی پیش تو کم می یاره


می دونم مرغهای ساحل واسه تو دم میزنن


می دونی شن های ساحل واسه تو جون میبازن


می دونم اگه بری همه اونا دق می کنن


می دونی بدون تو یه کنج غربت میمیرم


می دونم با رفتنت آرزوهام سراب میشه


می دونی اگه نیای بدون تو چه ها میشه


می دونم اگه بخوای می تونی باز تو بیای


تو بیای پا بزاری بازم روی دوتا چشام که نگاهم به روی هیچ

 

 کس خیره نماند

 

خاطر دستان پر مهر و گرم تو بود


که دست هیچ کس را در هم نفشردم

 

به خاطر حرفهای عاشقانه تو بود


که حرفهای هیچ کس را باورنداشتم

 

به خاطر دل پاک تو بود

 

که پاکی باران را درک نکردم

 

به خاطر عشق بی ریای تو بود


که عشق هیچ کس را بی ریا ندانستم

 

به خاطر صدای دلنشین تو بود

 

که حتی صدای هزار نی روی دلم ننشست

 

و به خاطر خود تو بود

 

فقط به خاطر تو

 

 


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 12:15 | |







به کودکی گفتند: عشق چیست؟ گفت : بازی به نوجوانی گفتند :

عشق چیست؟ گفت : رفیق بازی به جوانی گفتند : عشق چیست؟

گفت : پول و ثروت به پیرمردی گفتند : عشق چیست؟ گفت :عمر به

عاشقی گفتند : عشق چیست؟ چیزی نگفت آهی کشید و سخت

گریست به گل گفتند: عشق چیست؟ گفت : از من خوشبو تره به پروانه

گفتند: عشق چیست؟ گفت :از من زیبا ترهبه اتش گفتند عشق

چیست؟ گفت: از من سوزنده

 

عــشق گوش دادن نیست بلکه درک کردن است فراموش کردن نیست

بلکه بخشیدن است عــشق دیدن نیست بلکه احساس کردن است

عــشق جا زدن و کنار کشیدن نیست بلکه صبر کردن و ادامه دادن است

 

 

 


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 11:30 | |







مخصوص عشقم 

 

هنوز هم عاشقانه‌هایم را عاشقانه برای تو می‌نویسم..

 

هنوز هم در ازدحام این همه بی تو بودن از با تو بودن حرف می‌زنم..

 

هنوز هم باور دارم عشق ما جاودانه است..

 


این روزها دیگر پشت پنجره می‌نشینم و به استقبال باران می‌روم.

 


می‌دانم پائیز، هنوز هم شورانگیز است..

 


می‌دانم یکی از همین روزها کسی که نبض زندگی من است،

 


کسی که جز تو نیست بازمی‌گردد..

 

 

می‌دانم تمام می‌شود و ما رها می‌شویم؛ پس بگذار بخوانم:

 


اولین عشق من و آخرین عشق من تویی

 


نرو، منو تنها نذار که سرنوشت من تویی..

 

 

 

اگه تو رو دوست دارم خیلی زیاد منو ببخش

 

 

اگه تویی اون که فقط دلم می خواد منو ببخش

 

منو ببخش اگه شبا ستاره ها رو می شمارم

 

اگه همش پیش همه بهت می گم دوست دارم

 

منو ببخش اگه برات سبدسبد گل می چینم

 

منو ببخش اگه شبا فقط تو رو خواب می بینم

 

منو بخش اگه فقط اسمتو تکرار می کنم

 

همش تو رو بهانه گریه گیتار می کنم

 

منو ببخش اگه واسه چشای تو خیلی کمم

 

تو یه فرشته ای و من خیلی باشم یه آدمم

 

منو ببخش اگه برات می میرم و زنده می شم

 

اگه با دیوونگیام پیش تو شرمنده می شم

 

منو ببخش اگه تو رو می سپارمت دست خدا

 

اگه پیش غریبه ها به جای تو می گم شما

 

منو ببخش اگه بهت زیادی لبخند می زنم

 

برای چش نخوردنت همیشه اسفند می زنم

 

منو ببخش اگه می خوام فقط بشی مال خودم

 

ببخش اگه کمم ولی زیادی عاشقت شدم

 

منو ببخش اگه شبا تو رو به ماه نشون می دم

 

از روی قله ها اگه واسه تو دست تکون می دم

 

منو ببخش اگه نخواست با من بمونی سرنوشت

 

قرار ما پشت یه بید یه روزی تو اردیبهشت

 

اگه دلم تنگ میشه خیلی برات منو ببخش

 

اگه نگام گم می شه تو شهر چشات منوببخش

 


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 18:0 | |







سلام بچه ها من دوباره اومدم بچه ها من نمیدونم چرا عشقم نیومده

به وبلاگم سر بزنه.... یعنی یعنی انقدر واسش بی ارزشم که حاظر

نشده بیاد وبلاگی را که به خاطر خودش درست کردم را ببینه؟......

نه...نه....نه اون اینطوری نیس اصلا اینطوری نیس اون یه آدم قدر

شناسه دعا کنید بیاد به وبلاگم و ببینه که چقدر دوستش دارم البته

خیییییلی بیشتر این حرفا دوستش دارم ها دعا کنید.... راستی برای

اطلاعتون باید بگم من و عشقم توی یه روز از سال ب دنیا اومدیم

تولدامون 18 دی هستش  بچه ها تورو خدااااااااااا واسم دعا کنید نمیخوام

از دستش بدم اصلا اصلا..... ای کاش اونم همین قدر منو دوست داشته

باشه

 

دوستت دارم عشقممممممممممممممR


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 17:24 | |







یه دختر کوری تو این دنیای نامرد زندگی میکرد .این دختره یه دوست

پسری داشت که عاشقه اون بود.دختره همیشهمی گفت اگه من چشمامو

داشتم و بینا بودم همیشه با اون میموندم یه روز یکی پیدا شد که به اون

دختر چشماشو بده. وقتی که دختره بینا شد دید که دوست پسرش کوره.

بهش گفت من دیگه تو رو نمی خوام برو. پسره با ناراحتی رفت و یه

لبخند تلخ بهش زد و گفت :مراقب چشمای من باش .....

 

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه ... خيلي سخته که


عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني ... خيلي سخته که سالگرد آشنايي با

عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگيري ... خيلي سخته که روز تولدت ، همه

بهت تبريک بگن ، جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي ... خيلي سخته که

غرورت رو به خاطر يه نفر بشکني ، بعد بفهمي دوست نداره ... خيلي سخته که همه

چيزت رو به خاطر يه نفر از دست بدي ، اما اون بگه : ديگه نمي خوامت

 

 


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 16:46 | |







بعضی حرفارو نمیشه گفت ...باید خورد!

ولی بعضی حرفارو

نه میشه گفت نه میشه خورد

میمونه سر دل...!

میشه دلتنگیییییی...

میشه بغضضضض....

میشه سکوتتتت....

میشه همون وقتی که

خودتم نمیدونی چته..............

 

واقعا دوستت دارم



گرچه شاید گاهی



چنین به نظر نرسد


که عاشق تو نیستم


گاه شاید به نظر رسد


که حتی دوستت هم ندارم


ولی درست در همین زمان هااست


که باید بیش از همیشه


مرا درک کنی


چون در همین زمان هاست


که بیش از همیشه عاشق تو هستم


ولی احساساتم جریحه دار شده است



با این که نمی خواهم



می بینم که نسبت به تو



سرد و بی تفاوتم



درست در همین زمان هاست که می بینم



بیان احساساتم برایم خیلی دشوار می شود



اغلب کرده تو ؛که احساسات مرا جریحه دار کرده است



بسیار کوچک است



ولی آن گاه که کسی را دوست داری



آن سان که من تو را دوست داری


هرکاهی ؛کوهی می شود



و پیش از هر چیزی این به ذهنم می رسد



که دوستم نداری



خواهش می کنم با من صبور باش



می خواهم با احساساتم صادق تر باشم



و می کوشم که این چنین حساس نباشم



ولی با این همه



فکر می کنم که باید کاملا اطمینان داشته باشی


که همیشه



از همه راههای ممکن



عاشق تو هستم


گاه شاید به نظررسد

 

 

 

بهش بگو دوستت دارم


اگه وقتی می خنده خوشگل تر می شه


اگه صداش بی نظیره


اگه خوب شرایط ِ بحرانی رو کنترل می کنه


اگه بهتون آرامش میده.


اگه می تونه غافلگیرتون کنه.


اگه دوست دارین سربه سرش بذارید که بهتون بگه دیوونه


اگه بهش می گید رفتم ،که نرو گفتنش رو بشنوید


اگه مهربونه


اگه ماهه


اگه خوبه


اگه دست هاشو دوست دارید بهش بگید خب....!


بهش بگید ...


تا دیر نشده ...!

 

 


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 12:8 | |







 

تـــو کـیســــتی ، کـــه من اینگـــونه بـی تـــو بـی تـــابــم

شــــب از هجـــوم خـــیالــــت نـمـی بــرد خـوابــم

تـو چیسـتی ، کـه من از مـوج هر تبسـم تو

بسـان قایـق ، سـرگشتــه ، روی گــردابـم

تــو در کـدام سـحر ، بر کدام اسـب سـپید

تـــو را کــدام خـــدا

تـو از کـدام جــهان

تــو در کــدام کــرانـه ، تـو از کـــدام صــدف

تــو در کــدام چــمن ، هـمره کــدام نسـیم

تـو از کــدام ســبو

مـن از کـــجا ســـر راه تــو آمــدم نــاگــاه

چـه کـرد بـا دل من آن نـگاه شـیرین ، آه

مـدام پـیش نـگاهی ، مدام پـیش نـگـاه

کـدام نشاط دویده است از تو در تـن من

کـه ذره های وجـودم تـو را کـه می بینند

بــه رقــص مــی آیــند

ســــرود مــیخـوانــنــد

چـــه آرزوی محـــالـــی اســــت زیــــســـتن بـــا تـــو

مـــرا هـــمـین بــگــذارند یـــک ســـخن بــا تـو

بـه مـن بـگو کـه مـرا از دهــان شــیر بــگـیر

بـه من بـگو که بـرو در دهـان شـیر بـمیر

بـگو برو جـگر کـوه قـاف را بـشکاف

ســـــتـــاره هــــا را از آســـــمان بــــیـــار بـــــه زیـــــر

تـو را به هـر چــه تــو گــویی ، به دوســتی ســوگنـد

هــر آنــچـه خــواهــی از مـن بــخــواه ، صــبر مــخواه

کـــه صــــبر ، راه درازی بـــه مـــرگ پـیوســــته ســت

تـــو آرزوی بــلندی و دسـت من کــوتـاه

تــو دور دســـت امــیدی و پــــای مــن خســـته ســـت

هـــمه وجـــود تـــو مـــهر اســت و جـــان مـن محـــروم

چــراغ چشــم تـو سبزســت و راه من بســته اســـت

 

 

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم

در چشمانت خیره شوم

دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم

منتظر لحظه ای هستم که در کنارت بنشینم

ز عشق تو ..... از داشتن تو ..... اشک شوق ریزم

منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش بگیرم

بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم

و با تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هدیه کنم

آری من تو را دوست دارم

و عاشقانه تو را می ستایم

 

دل هر چه داشت نثار چشمان تو كرد اما دل تو غريبه را پرستيد...
رفتنت دوباره نگاهم را با انتظار همخانه كرد
منتظر شدم منتظر لحظه هاي ديگر در كنار تو ماندن اما انتظار پوسيد
گفتم حالا كه ميروي لااقل يك آرزو برايم بگذار
آرزوي توخالي براي دلخوشيم
و تو گفتي : در آرزوي برگشتنم بمير.
دست تنت را بوسيدم و خدا را شكر كردم
از اينكه سر انجام فهميدي بي تو خواهم مرد

 

تقدیم به عزیز ترینم

 

 

مي خواهم كلمات را به بردگي بكشم تا مجبور نشوم به دنبال
جمله هاي پر از مهرباني براي تو بگردم .
مي خواهم تو را آويز شعر هاي عاشقانه كنم و به گردنم بياويزم
تا هميشه با من باشي .
مي خواهم از تمام ترانه ي خنده هايت آهنگي بسازم دلنواز كه آرامش را به قلب هايمان هديه كند .
آنگاهبا قلم خسته ام قصه ي عاشقانه اي بنويسم كه تا هستم و هستيم جاويد باشد و شيرين و فرهاد به آن حسادت كنند .
مي خواهم با قلمم ،بر دلي كه تو شكسته اي بنويسم كه نگاهت را از چشمان غمگين دلم نگير .

بر روي دشت هاي پر از گل مي دوم و عشقت را جستو جو مي كنم .
عشقي كه در دلم چون نگيني درخشان جا گرفته و هر شب پا به مه خيال مي گذارم و به كهكشان سفر مي كنم .
در آسمان به پرواز در مي آيم و نام تو را بر روي ستارگان حك مي كنم ،نام تو آنها را درخشان تر مي كندو نوراني تر .
و در بيداري ،هر روز بر روي ياس سفيد و رز قرمز مي نويسم و عهد مي بندم كه زندگي را هر جا كه باشي بخواهم .

 

تو! كه با قدم هايت حتي ،مرا مي رنجاني ،تو كه با خنده هايت هم زجرم مي دهي ،با بي معني ترين حرف هايت مرا ميميراني ،از نبودنت مي شكنم و با حضورت خرد مي شوم .
تو مي داني بي تو نمي توانم .
مي داني كه بدون دست هايت و بدون نفس هايت هيچم .
مي داني دوستت دارم و مي شنوي قلبم نام تو را ضرباهنگ ضربانم مي كند .
مي داني كه تنها توئي وتا تو هستي ،هدف همين «تو» هستي .


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 11:4 | |







 

یکی را دوست دارم ولی او باور ندارد.

یکی را دوست دارم همان کسی که شب و روز به یادش هستم و لحظات سرد

 
زندگیم را با گرمای عشق او میگذرانم !
 
کسی را دوست دارم که میدانم هیچگاه به او نخواهم رسید و هیچگاه نمی
 
توانم
 
دستانش را بفشارم !
 
یکی را دوست دارم ، بیشتر از هر کسی ، همان کسی که مرا اسیر قلبش
 
کرد !
 
یکی را دوست دارم ، که میدانم او دیگر برایم یکی نیست ، او برایم یک
 
دنیاست !
 
یکی را برای همیشه دوست دارم ، کسی که هرگز باور نکرد عشق مرا ! کسی
 
که هرگز اشکهایم را ندید و ندید که چگونه از غم دوری و دلتنگی اش پریشانم !
یکی را تا ابد دوست دارم ، کسی که هیچگاه درد دلم را نفهمید و ندانست که
 
او در این دنیا تنها کسی است که در قلبم نشسته است !
 
یکی را در قلب خویش عاشقانه دوست دارم ، کسی که نگاه عاشقانه ی مرا
 
ندید
 
و لحظه ای که به او لبخند زدم نگاهش به سوی دیگری بود !
 
آری یکی را از ته دل صادقانه دوست دارم ، کسی که لحظه ای به پشت سرش
 
نگاه نکرد که من چگونه عاشقانه به دنبال او میروم !
 
کسی را دوست دارم که برای من بهترین است ، از بی وفایی هایش که بگذرم
 
 
برای من عزیزترین است !
 
یکی را دوست دارم ولی او هرگز این دوست داشتن را باور نکرد ! نمی داند که
 
چقدر دوستش دارم ، نمی فهمد که او تمام زندگی ام است !
 
یکی را با همین قلب شکسته ام ، با تمام احساساتم ، بی بهانه دوست دارم !
 
کسی که با وجود اینکه قلبم را شکست ، اما هنوز هم در این قلب شکسته ام
 
جا
 
دارد !
 
یکی را بیشتر از همه کس دوست دارم ، کسی که حتی مرا کمتر از هر کسی
 
نیز دوست نمی دارد !
 
یکی را دوست دارم با اینکه این دوست داشتن دیوانگیست اما .......... من
 
دیوانه وار تنها او را دوست دارم !
 
کاش یه روزی بفهمی که چقدر دوستت دارم !!!

[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 20:0 | |







نگاهم که کردی دلم پرگرفت دلم غربت زنگ آخرگرفت

 

 

نگاهم که کردی سکوتم شکست درون دلم عشق گویی نشست

 

نگاهم که کردی زمان صبرکرد دل آسمان راپرازابرکرد

 

وبعدازنگاه توباران گرفت وعشقی درون تنم جان گرفت

 

نگاهم کن وبازبامن بمان توحرف دل بی کسم رابدان

 

نگاهم کن ای زندگی بخش من

 

وباقلبم ازعشق حرفی بزن.

   

 

وقتي كه خاكم ميكنن

 

بهش بگين پيشم نياد

 

 

 

بگين كه رفت مسافرت

 

بگين شماره اي نداد

 

يه جور بگين كه آخرش

 

از حرفاتون هول نكنه

 

طاقت ندارم ببينم

 

به قبر من نگاه كنه

 

دونه به دونه عكسامو

 

برداريد آتيش بزنيد

 

هرچي كه خاطره دارم

 

بريد و از بيخ بكنيد

 

نذاريد از اسم من

 

يك كلمه جا بمونه

 

نميخوام هيچ وقت تنمو

 

توي گورم بلرزونه

 

برو آتيش به قلب من نزن

 

بذار نگاهت از يادم بره

 

بذار واسه هميشه قلب من

 

چال بشه با من كلي خاطره

 

برو نميخوام ببيني

 

خونه من خالي شده

 

همدم من به جاي تو

 

ريگاي پوشالي شده

 

اون كه مي گفت مي مرد برات

 

ديدي راست راستي مرد

 

رفت و همه خاطره اش هم

 

به خاطرت برداشت و برد

 

بهش بگين نشست به پات

 

بهش بگين نيومدي

 

بگين هنوز دوستت داره

 

با اين كه قيدشو زدي

 

نشوني قبر منو

 

بهش ندين خوب مي دونه

 

مياد جاي هميشگي

 

سر قرار تو رودخونه

 

 


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 18:45 | |







لبان ات

 

به ظرافت ِ شعر

 

شهوانی ترین ِ بوسه ها را به شرمی چنان مبدل می کند

 

که جاندار ِ غار نشین از آن سود می جوید

 

تا به صورت ِ انسان در آید .

 

 

و گونه های ات

 

با دو شیار ِ مورّب ،

 

که غرور ِ تو را هدایت می کنند و

 

سرنوشت ِ مرا

 

که شب را تحمل کرده ام

 

بی آنکه به انتظار ِ صبح

 

مسلح بوده باشم ،

 

و بکارتی سربلند را

 

از روسبی خانه های داد و ستد

 

سر به مـُـهر باز آورده ام .

 

 

 

هرگز کسی این گونه فجیع به کشتن ِ خود برنخاست که من به زنده گی نشستم !

 

 

با چشمهای سبز خود ، شر به پا نکن

 

این کوچه را به طعم نگاهت ، مبتلا نکن

 

 

در آسمان شهر ، کبوتر نمانده است

 

دیگر بس است ، روسری ات را ، هوا نکن


 

 


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 17:29 | |







توی غربت چشمات چیزیه ک نمیخوام بدونم چون برق چشماتو دوست

 

دارم..... اون نگاتو دوست دارم......... لحظه لحظه هاتو دوست دارم.....

 

دردو دلاتو دوست دارم......عطر نفساتو دوست دارم...... آواز صداتو

 

دوست دارم این منم ک با تمام وجود میگم ب خدا دوستت دارم نفسم


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 17:4 | |







نامه ای ب تو تنها عشقمR

 

سلام عزیزم امید وارم حالت خوب باشه ..... امید وارم وقتی ک ب این وب میای بفهمی ک واقعا چقدر برام عزیزی

 

بفهمی ک همه ی دنیای منی ....عزیزم من تو را با هیچ چیز عوض نمیکنم..... نمیدونم چ جوری شد ک منو تو با هم

 

آشنا شدیم ... ولی ولی از این ک با تو اشنا شدم خیلی خوشحالم و میخوام تا اخر عمر مال هم باشیم فقط منو تو

 

الانم بدون ک دوستت دارم اونم خیییییییلی زیاد فراموشم نکن ......


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 15:58 | |







فرياد زدم دوستت دارم صدايم را نشنيدي!

 

اعتراف کردم که عاشقم ، جرم مرا باور نکردي!

 

گفتم بدون تو ميميرم ، لبخندي تلخ زدي !

 

از دلتنگي ات اشک ريختم ، چشمهاي خيسم را نديدي!

 

چگونه بگويم که دوستت دارم تا تو نيز در جواب بگويي که من هم

 

همينطور!

 

چگونه بگويم که بي تو اين زندگي برايم عذاب است ، تا تو نيز مرا درک

کني!

 

صداي فريادم را همه شنيدند جز او که بايد ميشنيد!

 

اشکهايم را همه ديدند!

 

آشيانه اي که در قلبت ساخته ام تبديل به قفسي شده که تا آخر در

اينجا گرفتارم!

 

گرفتار عشقي که باور ندارد مرا ،

 

فکر ميکند که اين عشق مثل عشقهاي ديگر اين زمانه خياليست ،

حرفهاي من بيچاره دروغين است!

 

حالا ديگر آموخته ام که کلام دوستت دارم را بر زبان نياورم ، ديگر اشک

نريزم و درون خودم بسوزم !

 

اگر دلتنگت شدم با تنهايي درد دل کنم و اگر مردم نگويم که از عشق تو

مردم !

 

اما رفتنم محال است ، عشق که آمد ، ديگر رفتني نيست ، جنون که

آمد ، عقل در زندگي حاکم نيست!

 

آنقدر به پايت مينشينم تا بسوزم، تا ابد به عشقت زندگي ميکنم تا

بميرم !

 

گرچه شايد مرا به فراموشي بسپاري ، اما عشق براي من با ارزش و

فراموش نشدنيست است

 

خدايا تقدير تنها کسانم را زيبا بنويس

 

مي خواهم از تو بگويم

 

بي آن که در جستجوي قافيه باشم

 

و بي آن که حتي در جستجوي واژه ها باشم

 

در شب ها که گويند عزيزترين شب هاي خداست

 

مي خواهم از تو بگويم

 

از تو که عاشقانه دوستت دارم و مي دانم که دوستم داري

 

با ساده ترين کلمات

 

همراه با همين اشکي که دارد مي غلتد و فرو مي افتد

 

مي خواهم بگويم دوستت دارم

 

امشب نه مي خواهم برايت از آسمان خورشيد بياورم

 

نه مي خواهم ستاره ها را برايت بچينم

 

و نه مي خواهم به شهر آرزوها و رؤياها بروم

 

فقط ساده و با صداقت

 

همراه با شاهدي صادق

 

از اعماق جاني سوخته

 

با چشماني باراني

 

مي خواهم بگويم دوستت دارم

 

و مي خواهم بگويم اين نه سخني است که تنها بر زبان آيد

 

من تقدس عشقت را

 

بر کرامت وجودم نشانده ام

 

و اگر سراسر وجودم زبان باشد

 

يکسره خواهد گفت:

 

"دوستت دارم"

 

 


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 14:36 | |







R&N  خییییییلی دوستت دارم .... دنیای منی


[+] نوشته شده توسط نسیم حسینی در 14:29 | |



صفحه قبل 1 2 صفحه بعد